على محمدى خراسانى
306
شرح رسائل (فارسى)
مخالفت فلانى هم ضرر نمىرساند زيرا كه عصر او منقرض شده پس اتفاق يك عصر كافى است . پس معيار اتفاق الكل است منتهى از آن رهگذر كه به عقيدهء ما مناط حجيت اجماع كشف از رأى امام ( ع ) است لذا حجّيت دائر مدار قول امام است چه در ميان اتفاق الكل باشد و چه اتفاق جماعتى پس اگر صد نفر از فقهاء عصر بر امرى اتفاق كنند و يقين كنيم كه امام در ميان آنها نيست ارزشى ندارد و متقابلا اگر 10 نفر بر حكمى متفق القول شوند و ما يقين كنيم كه يكى از آنها امام بوده براى ما ارزش دارد و حجّت است ، سپس مرحوم شيخ عباراتى را از فقهاء شاهد بر اين مطلب مىآورند : 1 - سيّد مرتضى فرموده : اگر فلسفه حجيت اجماع عبارتست از وجود امام در ميان مجمعين پس بايد گفت : كل جماعة كثرت او قلت كان قول الامام ( ع ) فى اقوالها فاجماعها حجة و . . . 2 - محقق اول در معتبر فرموده : وقتى مناط حجيت كشف از رأى معصوم ( ع ) است پس بايد گفت : لو خلا المائة من فقهائنا من قوله لم يكن قولهم حجة و لو حصل فى اثنين كان قولهما حجة . 3 - علامه هم فرموده : وقتى مناط ارزشمندى اجماع وجود قول امام ( ع ) است پس بايد گفت : كل جماعة قلت او كثرت كان قول الامام ( ع ) فى جملة اقوالها فاجماعها حجة لاجله لا لاجل الاجماع ، قوله و لكن : اينكه گفتيم اگر قول امام در ميان قول جمعى از علماء باشد آن اتفاق معتبر است منظور اين نيست كه بر اين اتفاق يك دسته از علماء هم در اصطلاح اجماع گفته مىشود خير اجماع مصطلح عند الفريقين عبارتست از اتفاق همهء علماء امت اسلامى اعم از شيعه و سنى در عصرى از اعصار بر امرى از امور دينيه ، بلكه منظور اينست كه از آن رهگذر كه عندنا اجماع و اتفاق الكل به مناط كشف قطعى از رأى امام ارزش دارد لذا اگر از